ما در روزگاری هستیم، که بسیاری از چیزها را می توان دید و باور نکرد و بسیاری از چیزها را ندیده باور کرد...
+
نوشته شده در سه شنبه پنجم اردیبهشت 1385ساعت 22:57 توسط مینا کفامنش راد
|
درباره
با "آتش بدون دود" شروع شد. از همون صفحات اول چنان مجذوب قلم شیرینش شدم که نفهمیدم چطوری ۷ جلدشو تموم کردم. بعد "یک عاشقانه ی آرام" رو خوندم. نه یک بار، نه دو بار... حرفاش اونقدر قشنگ و عمیق و نو بود که دوست داشتم همشون ملکه ی ذهنم بشن. از اون به بعد هر کتابی رو که اسم "نادر ابراهیمی" رو جلدش می دیدم فورا" می خریدم و می خوندم.
تو این وبلاگ سعی می کنم شما رو با مردی که به خوب ترین نوع زیسته آشنا کنم تا بخشی ازدینم رو به ایشون ادا کرده باشم.
پیشنهاد می کنم به انتشارات روزبهان "خیابان انقلاب-روبروی دانشگاه تهران-شماره ی ۱۳۴۲" ناشر آثار آقای ابراهیمی سری بزنید.