تبليغاتX
یک عاشقانه ی آرام - ساعت
شعری که بی نشان تو باشد نگفتنی است...

بر دستهايمان ،
بالاي تخت، به ديوار، بر ميادين شهر ،
حتي بر دكمه هاي ... جليقه،
زنجير بسته ايم و يك ساعت
بي آنكه قبله نمايي به دست بگيريم ،
در موجتاب آينه رانديم ;
و ... وامانديم
زندان چه هست ؟ جز انسان درون خود!
راستي كه هيچ زنداني به كوچكي مغز نيست !
آري ما همه زندانيان خويشتنيم ...

"نصرت رحمانی"

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم فروردین 1385ساعت 19:30  توسط مینا کفامنش راد  | 

 
PageRank