تبليغاتX
یک عاشقانه ی آرام
شعری که بی نشان تو باشد نگفتنی است...
ما دو مسافر بودیم، یکی از شرق و دیگری از غرب.

ما دو مسافر بودیم که گفتنی های خویش نگفتیم.

و در دیدگان هم حدیث رفته را باز خواندیم.

و خویشتن خویش را

در حجاب تیره ی تزویر پنهان کردیم.

و اندوهی گران به بار آوردیم.

به راستی که ما برای هم آمده بودیم.

                                و ندانستیم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 11:37  توسط مینا کفامنش راد  | 

 
PageRank